خرید بک لینک
سلام !

بسی اعصاب داغون بخاطر بحث با مادر در مورد قضایای "ب" :

وای خدا هیشکی من و حرفامو نمیفهمه!

اعصابم خیلی بهم میریزه وقتی نمیتونم حرفمو بفهمونم به یکی!

بخاطر یه سری چیزا هم یهویی دلم برا قبلنای خودم تنگولید :(

کاش میشد به 4 سال پیش برگردم!

+ با ریحانه خیلی سنگین برخورد میکنم و ی جوری که دیگه باهام صحبت نکنه!

سرِ اینکه بی ادبه... و من نیخوام به امثالِ اون روو بدم و بعد گیرشون باشم :)

+ باز گناه...

باز توبه...

واقعا گاهی فکر میکنم خدارو مسخره کردم...

و ناامید میشم!

و میرم سراغ حدیث و قرآن!

برای دیدن و خوندنِ چیزایی مثلِ لا تقنطوا من رحمة الله...

خدایا منو ببخش...

+ امشب(1395/08/12) ساعت 21 رفتم امامزاده قاسم...

و خیلی چیزا ازش خواستم که از خدا بخواد برام...

و عهد بستم...

و چهله گرفتم...

روزی خوندنِ یه زیارت عاشورا...

بعد نشسته بودم...

یه تعداد خانوم اومدن و سفره ی صلوات پهن کردن...

منم یه دسته ی 5 تایی برداشتم

یخورده که فرستادم بابا اومد دنبالم...

و بهشون گفتم که میفرستم!

5 تومن تووی ضریح

10 تومن به خادم برای بقیه ی مصارف

خدا ازم قبول کنه :)

++ :((( [ادامه]

برچسب: چراغ 60,60,چراغ 60 60 توکار,چراغ 60,60 led,چراغ 60,60 مازی نور,چراغ 60,60 روکار,چراغهای 60,60, نویسنده: ماهان اکبری تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 19:39

صفحه بندی